مونا برزویی می تواند جریان ساز شود
وقتی صحبت از انواع شعر فارسی در میان میآید و از منشأء آنها،سهم عمده یی را که شعر عامیانه درین میان دارد نباید فراموش کرد.در واقع قدیمیترین نمونۀ کلام موزون که به زبان فارسی موجود ست تصنیف های عامیانه است.
در ادوار ساسانیان ترانه ها و داستان هایی راجع به بهرام گور بوده است.در حال با آنکه از ترانه های قبل از اسلام-که ظاهراً الحان کسانی چون باربد و نکیسا را شور و حرارتی میداده است-اکنون نمونه ای در دست نیست.اشاراتی که در کتب بعد از اسلام بوجود آنها هست و همچنین وجود تصنیف ها و سرودهایی که بلافاصله بعد از ظهور اسلام در سرزمین ایران پدید آمد-و بعضی نمونه هاشان باقیست-حاکی است از وجود اینگونه اشعار عامیانه در ایران قبل از اسلام.
در دورۀ اسلام از همان آغاز فتوح این سروده های عامیانه سرمشق شد برای شعر فارسی که در واقع به کمک نمونه های شعر عربی،از آن میان شعر جدید فارسی-ادب منظوم رسمی-پدید آمد.
فکر می کنم برای نشان دادن تاریخ و حقی که ترانه بر گردن شعر رسمی دارد همین میزان که قسمتی از کتاب شعر بی دروغ،شعر بی نقاب دکتر زرین کوب بود، کفایت کند.آنچه که از درورۀ اسلام تا به امروز بر ترانه گذشته نیازمند نوشته ای جداست،که اگر فرصتی مناسب پیش آید،توسط نگارنده منتشر خواهد شد.
امروزه ترانه سراها و ترانه سازان بسیاری مشغول فعالیت هستند.ترانه سراهایی که سالانه فقط با انتشار چند اثر دنیای ترانه و احساسات مخاطبان را دگرگون می کنند.همچنین ترانه سازانی که سالانه با انتشار چند کتاب ترانه کار مهمی انجام نمی دهند.
مونا برزویی جزو آن دسته از ترانه سراهایی است که در کل سال فقط چند اثر منتشر می کند و با همان چند اثر تأثیر به سزایی می گذارد.ترانه های مونا برزویی نه مثل ترانه های بعضی از ترانه سرایان مونث یک کپی ضعیف از روی ترانه های دیگران است.نه مثل ترانه های بعضی از ترانه سازها،ترانه را ملبعۀ دست بعضی از شاعران ِ سبیل کلفت می کند و نه مثل ترانه های بعضی دیگر قالبی برای تخلیۀ احساسات دخترانه است.ترانه های مونا برزویی مخصوص خودش است.ترانه هایی که در آن ترانه سرا حرف های خودش را می زند.برزویی سعی نمی کند از هرچه می بیند به زور قافیه و وزن به علاوه یک دوستت دارم و یا دیگه دوستت ندارم ترانه بسازد.همۀ این ها به این خاطر است،که وی ترانه سراست،نه ترانه ساز ،ترانه تولید کن و یا قافیه ردیف کن.آنچه ترانه های برزویی را از دیگر ترانه سرایان جدا می کند،در عین عاشقانه بودن هماهنگی خاص و درونی با عواطف و احساسات مخاطبانش است.وی کسی را نفرین نمی کند،همه چیز را با عشق نمی سنجد،به مخاطب ذهنی اش تکیه نمی کند،بلکه تکیه گاه می شود و این ها قسمتی از تفاوت های یک ترانۀ عاشقانۀ امروزی با یک ترانۀ عاشقانۀ سال های پیش است.شاید بتوان گفت مهمترین دلیل موفقیت مونا برزویی در ارتباط با مخاطبانش،معرفی جلوۀ تازه و امروزیِ عشق است.در روزگاری که علم،پوشش،نوع زندگی و نحوۀ بروز احساسات تغییر کرده است،ترانه سرایی موفق است که با این تغییر کنار آمده،هماهنگ شده و احساسات مردم را درک کند.
برای این درک کردن ترانه سرا باید خودش را به جای تک تک آدم های اطرافش قرار دهد تا با آنها هم حس شود.تا یک طرفه قضاوت نکند،تا در ترانه هایش بیهوده کسی را محکوم نکند،که همین همذات پنداری کار سهل و ساده ای نیست.کسی که برای مردم می نویسد و می خواهد حس آنها را دریابد نمی تواند گوشه نشینی اختیار کند.ترانه سرا باید با گریۀ مردم گریه کند و وقت خندۀ مردم برایشان آرزوی بهتر شدن کند.مونا برزویی از طریق وبلاگ رسمی اش دائماً با مخاطبان در ارتباط است و گرچه گاهی آنچه سزاوارش نیست،نصیبش می شود.بازهم مخاطبش را تنها رها نمی کند-کاری که کمتر کسی انجام می دهد-اگر مونا برزویی موضوعاتش را هوشمندانه تر انتخاب کند و به مسائل اجتماعی هم نگاهی بیندازد،قطعا ًمی تواند در بین ترانه سرایان مونث جریان ساز شود.با آرزوی بهترین ها برای مونا برزویی و بهترین ترانه ها برای هم میهنان.
|
+| نوشته شده توسط
مصطفی فرمانی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
|